افزایش زیرزمینی نرخ بهره و نگاه به بورس به عنوان یک کوره پول‌سوزی بلای بزرگی را به بورس تحمیل کرده/ وزارت اقتصاد فروش اوراق با درآمدثابت را متوقف کند!

جلیلی کامجو کارشناس بازار سرمایه و استاد اقتصاد گفت: یکی از مشکلات بازار بانک مرکزی است؛ نرخ بهره در بانکها در حساب های ویژه به ۲۴ درصد رسیده است. اگر رئیس بانک مرکزی از این موضوع مطلع نیست این حساب ها را با رایزنی با رئیس بانک و... به ایشان نشان دهیم. نرخ بهره به ۲۴ درصد رسیده؛ اگر ۱ میلیارد در بانک سپرده گذاری کنی سالانه ۲۴۰ میلیون تومان سود می دهند ماهی ۲۰ میلیون تومان روزانه ۷۰۰ هزار تومان نیاز به کار کردن و فکر کردن ندارید.

گروه بورس پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد، بازار سرمایه از آغازین روزهای سال ۱۴۰۰ روند آشفته روبه نزولی را به خود گرفت؛ روندی که نگرانی ها را بابت تداوم وضعیت آشفته بازار از سال قبل به سال جدید را هشدار می دهد. اما چرا بازار سرمایه ما از سال گذشته تا کنون به این اندازه نزول معناداری  را تجربه می کند و چه سرنوشتی برای سال ۱۴۰۰ در انتظار بورس ایران است در گفت وگو با دکتر پرویز جلیلی کامجو کارشناس بازار سرمایه مطرح شده  که در ادامه می خوانید.

مهمترین موضوعی که منجر به وضعیت فعلی بازار سهام و سرمایه شده  از نظر شما چیست؟

پروپاگاندای رسانه ای بلوک قدرت در ارزشمند جلوه دادن بازار در قله تاریخی خود که شامل دست کاری بازار توسط دولت و اعلام اینکه می خواهد ای تی اف ها را به قیمت روی تابلو بفروشد به این معنا که خود ای تی اف ها را قیمت گذاری نکردند و اعلام کردند می خواهیم به قیمت روی تابلو به فروش برسانیم، لذا با سنگین کردن صف ها، قفل کردن سهم ها در صف های فروش، نمادهای داخل ای تی اف ها و فشار رسانه ای و هجوم مردم موجب افزایش قیمت شدند وای تی اف ها را روی تابلو به مردم فروختند. ای تی اف اول را به فروش رساندند، اما ای تی اف دوم که نفتی بود با جنگ زرگری بین وزرای اقتصاد و نفت اتفاق افتاد، موضوعی که از همانجا استارت بی اعتمادی به بازار را رقم زد، بعد ازآن هم ای تی اف سوم که شامل فولاد، فمیلی، خودرو، خساپا خواهد بود و ای تی اف چهارم که ای تی اف های نیروگاهی است و حتی استقلال و پرسپولیس را گفتند که می خواهند به شکل عرضه اولیه در بازار به فروش برسانند موجب امیدهای واهی شد که بسیاری از آنها به واقعیت نپیوست، مثل ای تی اف سوم یا همان دارا دوم که خودرو، خساپا، فولاد و... بود  چه شد؟ چرا مسوولین  دراین باره سخن کذبی بر زبان راندند؟  در حال حاضر کدال،... قبرستان اطلاعات سوخته است خیلی از افزایش سرمایه ها از قبل پیش خور و منتشر می شود به این خاطر که شرکت ها از قبل در شفاف سازی هایی که در کنفرانس های ۵۰ درصدی برگزار می شود شرکت باید شفاف سازی کند که این تغییر قیمت ناشی از چه عواملی بوده است؟ بسیاری از مواقع در کنفرانس های ۵۰ درصدی شاهد بودیم که اعلام کردند افزایش قیمت ناشی از نوسانات بازار بوده اما شش ماه بعد مشخص شده که شرکت افزایش سرمایه داشته در حالی که شرکت ها باید از یک سال قبل، دقیقا از زمانی که کارهای اولیه افزایش سرمایه در شرکت انجام می شود آن را روی کدال منتشر کنند نه اینکه زمانی که تصمیم نهایی گرفته شد و سهامدار عمده به همه زیر مجموعه هایش اطلاع داد به اطلاع همه ی مردم برسد. خلق نقدینگی گسترده توسط بانک مرکزی و عدم توانایی در کنترل نوسانات نرخ ارز و بهره که بورس را ابزاری به عنوان کوره پول سوزی میبیند. متاسفانه وابسته کردن اقتصاد به توافقات بین المللی حتی با چین، غرب و برجام خطرناک است . اقتصاد به هیچ وجه نباید شرطی و وابسته به هیچ کشوری شود. امیدهای واهی که به جامعه و بورس اوراق بهادار تزریق شد که آقای بایدن تحریم ها را لغو می کند که در عمل چنین چیزی اتفاق نداد. عدم سواد مالی مدیران سازمان در استفاده مقتضی از ابزارهای مالی نیز موضوع مهمی است چرا که زمانی که بازار در صف خرید قفل شده بود؛ آقای شاپور محمدی از یک سری اطلاعات پشت پرده خبر داشت، لذا پیشنهاد داد که دامنه نوسان بازار باید به منفی یا مثبت ۲ کاهش بیابد چون می دانست که قرار است چه بلایی بر سر بازار بیاید و بازار را تا قله ای بالا ببرند از آنجا به بعد بر سر مردم خالی کنند اما به نظر بنده همانجا نیز نباید دامنه نوسان کم می شد، بلکه دامنه نوسان بیست درصد می گردید منفی یا مثبت بیست، فرضا نمادی که مثبت ۲۰۰ خورده در ظرف ده روز می خورد تکلیف بازار در ده روز مشخص می شد؛ هیچ فرد ناشی از نوسانات بازار سهمی را نمی خرید که  در یک هفته گذشته ۱۵۰ درصد رشد داشته است، مثلا ۵ روز ۵ مثبت ۲۰ خورده و به ۱۰۰ درصد رسیده است هیچ کس سهمی که در یک هفته ۱۰۰ درصد افزایش داشته را خریداری نمی کند، این ها بازار را در مثبت ۵ قفل کردند و بلای بزرگی بر سر بازار آوردند و برای بازار حباب درست کردند . بنده معتقدم صف های فیک برای مثلا نماد x صد میلیون صف درست می شد، حقوقی از این سمت می فروخت و از آن سمت نقدینگی را در صف می گذاشت تا حجم صف کم نشود، حقوقی ها در ابتدای صبح با تاخیر سر خطی می زدند که صف های نمادها سنگین شود تا در صف خریدها بتوانند راحت بفروشند یا ابتدا بازار را حبابی وسپس بفروشند؛وگرنه حقوقی هایی مثل شستا و پالایشی ها وخودروهایی آیا حقوقی خساپا آن زمان که چهار میلیارد صف بود نمی توانست سهمش را بفروشد و سهم را تحویل بگیرد، بلکه درصدد فروختن گران تر بودند. در نهایت خروج گسترده پول توسط حقوقی ها که از طریق سنگین کردن صف خرید نمادهای بزرگ در مرداد و شهریور موفق به این کار شدند و اعتماد از دست رفته مردم به بازار سرمایه؛ متاسفانه مردم متوجه اشتباه خود شده اند که چرا به دولت اعتماد کرده اند، لذا دولتمردان باید بدانند که به زبان بی سوادی مارگزیده  از ریسمان سیاه و سفید می ترسد یا تابع عرضه گیری لوکاس، یک بار که کارگزارهای اقتصادی غافلیگر شوند باردیگر انتظارات کارگزاران اقتصادی به گونه ای شکل می گیرد که غافلگیری دوره قبل را هم جبران می کند. دولتمردان مطمئن باشند اعتماد از بین رفته از بازار و سرمایه اجتماعی تخریب شده در آینده ای نه چندان دور ضربه خود را به اقتصاد ایران وارد می کند. لذا دولت هر قول و وعده ای که به مردم بدهد؛ مردم برخلاف آن رفتار وعمل می کنند چرا که اعتماد لازم به دولت و مسوولین را از دست داده اند.

عواملی که منجر به سقوط بورس شد از نظر شما چیست؟ برای نجات بازار از وضعیت کنونی چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟

اولین کار این است که وزارت اقتصاد باید فروش اوراق با درآمدهای ثابت را در بازار متوقف کند.مگر این بازار برای تامین مالی چه توانایی دارد، چرا بازار را دست کاری می کنند به نحوی که  بازار گارد نزولی به خود بگیرد ، حقوقی ها مجبور شوند برای تنوع درسبد ومدیریت ریسک سبد به اوراق و درآمد ثابت پناه ببرند، لذا تامین مالی از بازار باید متوقف شود و استفاده از ابزارهای بازار به گونه ای باشد که دامنه نوسان را افزایش دهد. اگر دامنه نوسان افزایش نیابد فساد از بازار جمع نمی شود به این دلیل که با دامنه نوسان محدود امکان هر گونه دست کاری در بازار را دارند؛ اگر دامنه نوسان منفی ومثبت باشند حقوقی ها نمی توانند رنج منفی و مثبتی روی سهم بکشند ونمی توانند سهم رااز صف فروش، صف به صف کنند. دوطرفه کردن بازار واینکه به سهامداران خرد اجازه دهند که آنها نیز موقعیت های خرید و فروش یا لانگ و شورت در بازار بگیرند، آن زمان مهم نیست که بازار منفی یا مثبت است اما این کار به  این دلیل نمی شود که سهامداران خرد در صف های خرید و فروش بایستند؛ ما ملت همیشه در صف هستیم متاسفانه از صف نان و مرغ و روغن تا سکه و دلار وسهام! از سوی دیگرباید اختیارات بیشتری منتشر شود با سر رسیدها وتاریخ های مختلف بر روی نمادهای بیشتر. در حال حاضر حجم معاملات بازار اختیار بسیار کم است؛ حتی به ۵ درصد بازار نقدی نمی رسد یا کمتر از این حد، چرا فقط روی چند نماد خاص اختیار منتشر می شود در حالی که انتظار می رود اختیار روی تمامی نهادها منتشر شود به این دلیل که سازمان توانایی و سواد و ابزار و نرم افزار این اختیار دهی راندارد. اوراق فروش تبعی نیز باید اگر واقعا نمادها ارزشمند است بیشتر منتشر شود. نماد xهشت میلیارد سهم دارد اما ۵۰ میلیارد اوراق فروش تبعی منتشر می کند، به نظر می رسد دربازار دنبال فریب دادن بچه هستند! از سوی دیگر عرضه اولیه ها در روزهایی که بازار منفی است باید متوقف شود بلکه در روزهای مثبت می توانستید هفته ای پنج عرضه اولیه منتشر کنید، اوپال را در منفی ترین روز بازار فروختید چون به دنبال عدم رونق گیری بازار بودید؛ آن هم به دلیل فروش اوراق، قیمت گذاری عرضه اولیه ها نیز بسیار حائز اهمیت است. بیش از ده هاعرضه اولیه داریم که زیر قیمت عرضه اولیه معامله می شوند چرا این اتفاق برای این ها رخ داده است چون ارزش کمتری داشتند یا بیش از حد قیمت گذاری شده؛ این عرضه اولیه ها در حال حاضر زیر قیمت عرضه اولیه خود معامله می شوند. تغییر در ساختار مدیریتی نیز موضوع مهمی است چرا سه رئیس سازمان تغییر می کنند اما هیچ کدام از مدیران زیر مجموعه تغییر نمی کنند؟ به این دلیل که رئیس انتصابی است و قدرت در دست مدیران زیر دست است و رئیس فقط یک جایگاه و مسوول تشریفات است و قدرت در دست مدیرانی است که درشورای فرمایشی بورس نفوذ کرده اند. پول های دانه درشت ها در سیستم بانکی ثبت شده باید این سیستم ها ومعاملات صوری و دست کاری چک شود حقوقی ها درخواست وجه هایی که زدند باید از حساب ها مشخص شود .قطعا اساتید بازار سرمایه با دسترسی به اطلاعات می توانند تمام فسادها را منتشر کنند.

چرا بازار سرمایه روند آشفته ای به خود گرفته و دائما دراین وضعیت به سر می برد؟

همه عوامل دست به دست هم دادند تا بازار به این وضعیت برسد. مدیران به بازار سرمایه اینگونه نگاه می کنند کسانی که در بازار سرمایه سرمایه گذاری کرده اند پول اضافه داشته اند! من این تفکر را اثبات می کنم چون به چهل میلیون مردم ان هم از دسته فقرا سهام عدالت دادند؛ هر چه قدر فقیرتر باشی سهام عدالت بیشتری داده اند؛ فقرا نیاز مصرفی بیشتری دارد و از این افراد خواسته اند که سهامداری کنند؛ یعنی مدیران مفهوم سهام و سهامداری را نفهمیده اند؛ آدمی که اجاره منزلش را نمی تواند بپردازد مشخص است که سهام عدالتش را می فروشد؛ بنابراین یکی از اصلی ترین دلایل بازار فروش سهام عدالت در بازار است.

چشم انداز بورس را در سال جاری چگونه ارزیابی می کنید؟

همه چیز بستگی به شرق و غرب دارد، اگر توافق با شرق و غرب خوب پیش برود حال ملت خوب خواهد شد، اما اگر توافق با چین خوب پیش نرود یا آمریکا به برجام بازنگردد حال هیچ کدام از بازارها خوب نخواهد شد ، سهام ملک پایین می آید اگر با شرق نتوانستیم قرارداد ببنیدیم به غرب پناه می بریم؛ اگر دارایی های بلوکه شده ایران آزاد شود شک نکنید نرخ دلار کاهش بیابد همه چیز پایین می آید و اگر نتوانیم با چین به یک تفاهم برسیم قیمت دلار بالا می رود و با نقدینگی ایجاد شده شاهد تورم خواهیم بود. یکی از مشکلات دیگر بازار بانک مرکزی است؛ نرخ بهره در بانکها در حساب های ویژه به ۲۴ درصد رسیده است. اگر رئیس بانک مرکزی از این موضوع مطلع نیست این حساب ها را با رایزنی با رئیس بانک و... به ایشان نشان دهیم. نرخ بهره به ۲۴ درصد رسیده؛ اگر ۱ میلیارد در بانک سپرده گذاری کنی سالانه ۲۴۰ میلیون تومان سود می دهند ماهی ۲۰ میلیون تومان روزانه ۷۰۰ هزار تومان نیاز به کار کردن و فکر کردن ندارید. متاسفانه افزایش زیر زمینی نرخ بهره و نگاه به بورس به عنوان یک کوره پول سوزی توسط رئیس بانک مرکزی و شخص وزیر اقتصاد بلای بزرگی را به بورس تحمیل کرده است.

۲۲ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۷:۰۱
کد خبر: 13430

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 6 =