جریان سازی در بورس کم عمق ما راحت است/ افزایش دامنه نوسان باعث خروج نقدینگی و مشکل نقدشوندگی در بلندمدت می شود/ صورت مسئله را پاک نکنیم!

مدیرعامل سرمایه‌گذاری اعتضاد غدیر گفت: زمانی که دامنه نوسان را باز و بدون محدوده قرار می دهیم یعنی برای بازار این فرصت را ایجاد می کنیم که در یک روز به ارزش ذاتی (به درست یا غلط) برسد. از طرفی معمولا در بازارهای مالی تلرانس قیمتی بسیار بالاست و به تعبیری این تلرانس بالا در کنار اینکه فرصت کسب بازدهی خوبی را ایجاد می کند، ریسک شدیدی را نیز به وجود می آورد.

گروه بورس پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد - زهرا فعله گری؛ بسیاری از کارشناسان بازار سهام معتقدند که برای پویایی بازار، سریع شدن اصلاح، حذف صف‌ و پررنگ‌تر شدن نقش تحلیل باید وضعیت فعلی دامنه نوسان تغییراتی داشته باشد و پس از  آزمون و خطا در وضع قوانین متعدد در راستای ایجاد ثبات، حال فرصت آن شده تا ساختار بورس اصطلاحا چکش‌کاری شود و یکی از این اقدامات می تواند افزایش دامنه نوسان باشد اما با نگاهی به کارکردهای دامنه نوسان و تبعاتی که بر سر راه متعادل شدن عرضه و تقاضا ایجاد می‌کند متوجه خواهیم شد که بازار سرمایه حالا پس از چندین سال با این سازوکار خو گرفته و به‌رغم اینکه مشکلات بسیاری را در جهت تشدید هیجان در معاملات نزولی یا صعودی به وجود می‌آورد، تغییر در آن دیگر کارکردهای بازار را دچار ایرادتی می کند؛ از این رو بسیاری از خبرگان بازارهای مالی معتقدند که تغییر دامنه نوسان به خودی خود نمی تواند کلید حل مشکلات باشد و اگر پیش از اجرای این اهم، زیرساخت‌های لازم همچون افزایش شفافیت اطلاعاتی را فراهم نکنیم تنها صورت مسئله را از بین برده‌ایم، از این رو این تغییر باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری می شود.  همچنین باید گفت که حجم معاملات و شناوری پایین در برخی سهام‌ بازار، این احتمال را به وجود می‌آورد که افزایش دامنه نوسان، سبب وقوع نوسانات قابل‌توجه و غیرمنطقی در بازار شود.  در همین رابطه برای بررسی زوایای پنهان افزایش دامنه نوسان با حسین بوستانی مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری اعتضاد غدیر و کارشناس ارشد بازار سرمایه به گفت و گو پرداختیم که در ادامه می خوانید:

***افزایش دامنه نوسان می تواند منجر به شکل گیری جریانات اغواگر شود؟

بوستانی: دامنه نوسان در حدود ۲۳ سال در بازار سرمایه کشورمان اعمال شده که مقدار بازه و نسبت‌های آن در مقاطع مختلف تغییر یافته؛ به طور نمونه برای مدتی نامتقارن بود اما به هر ترتیب تاکنون برقرار مانده است.

عده ای بر این باورند که دامنه نوسان کارایی بازار را کاهش و نقدشوندگی را در شرایطی که صف ایجاد شده، کاهش می دهد و همچنین باعث تاخیر در رسیدن به قیمت‌های تعادلی می شود. هرچند که این انتقادات به بازار وارد بوده و بی شک پدیده صف نشینی مسئله‌ای نامطلوب است اما شرایط به نحوی بوده که ما ناچار به حفظ این ساختار بوده ایم.

به طور حتم شخص سیاست گذاری که اقدام به ایجاد دامنه نوسان در بازار ما کرده، از دانش مالی برخوردار بوده و نسبت به ایراداتی که به واسطه دامنه نوسان به وجود می‌آید، اشراف داشته اما به هر حال دلایل و محدودیت هایی باعث شده که این ساختار تاکنون حفظ بشود که مهمترین علت‌ آن نیز مربوط به ناکارایی بازار سهام می شود. متاسفانه کارایی بازار ما حتی در حد ضعیف نیز به اثبات نرسیده است.

از دیگر دلایل حفظ دامنه نوسان می توان به عمق بسیار اندک بازار سرمایه اشاره کرد. دو موضوع مذکور در کنار یکدیگر می تواند در تشدید و شکل گیری جریانات ناسالم و اغواگر در بازار ما نقش پررنگی را داشته باشد؛ از این رو موج های هیجانی که در بازار ایجاد می شود، می تواند آثار مخربی را ایجاد کند. بر همین اساس سیاستگذار گمان کرده که با اعمال دامنه نوسان می تواند تا حدی مانع از تاثیرگذاری جریانات ناسالم و یا آسیب های احتمالی به بازار شود.

برآیند این دو موضوع حاکی از آن بوده که سخن منتقدان دامنه نوسان صحیح بوده اما شرایط بازار سرمایه به نحوی است که شاید نتوانیم هر موضوعی را در حد استاندارد علمی آن و آنچه که در بورس‌های جهانی رقم می خورد، اجرایی کنیم. ما باید بر اساس شرایط خودمان تصمیم گیری و نسخه متناسب با حال خود را تجویز کنیم. معتقدم که اگر دامنه نوسان را برداریم با توجه به اینکه سایر ابزارهای جایگزین برای مدیریت شرایط خاص در بازار وجود ندارد و یا اینکه به بلوغ کافی نرسیده است، باید منتظر آسیب های جدی در کوتاه و بلند مدت در کلیت بازار باشیم.

این مسئله در کوتاه مدت باعث می شود که سهامداران خرد و سرمایه گذاران تازه وارد با ضرر مواجه و ارتباط آنها با بازار قطع بشود و در بلندمدت هم با کم آمدن نقدیندگی ناشی از خروج افراد زیان دیده از این بازار، کلیت بازار تحت الشعاع قرار می گیرد لذا اکنون که بازار شرایط ایده‌آلی دارد باید این موضوعات به طور دقیق‌تری بررسی بشود.

برای افزایش و یا حذف دامنه نوسان به طور حتم باید مسائلی همچون اجرای مرحله ای همراه با آموزش و فرهنگ سازی را مدنظر قرار داد. از طرفی مقوله فرهنگ سازی و آموزش نیز تنها به بازه یک الی ۶ ماه منتهی نمی شود و طبیعتا به زمان زیادی نیاز دارد؛ بنابراین باید توجه داشت که در اجرای این طرح متفکرانه تصمیم گیری شود و اقدامات هیجانی به طور حتم پشیمانی و آسیب‌های جدی را به وجود می آورد.

***چرا اکنون زمان مناسبی برای افزایش و حذف دامنه نوسان نیست؟ چه عاملی مانع از تبعیت از استانداردهای جهانی می شود؟

بوستانی: زمانی که دامنه نوسان را باز و بدون محدوده قرار می دهیم یعنی برای بازار این فرصت را ایجاد می کنیم که در یک روز به ارزش ذاتی (به درست یا غلط) برسد. از طرفی معمولا در بازارهای مالی تلرانس قیمتی بسیار بالاست و به تعبیری این تلورانس بالا در کنار اینکه فرصت کسب بازدهی خوبی را به وجود می‌آورد، ریسک شدیدی را نیز خلق می‌کند.

به عبارت دیگر اگر ابزارهای مدیریت ریسک، هج کردن، آپشن‌های مبتنی بر شاخص و سهم وغیره مطابق آنچه که در دنیا وجود دارد، در بازار ما فعال نباشد، تنها میزان نوسانات قیمت (fluctuation) را افزایش داده‌ایم که در واقع این به معنای همان افزایش ریسک است.

زمانی که نتوانید ریسک ها را مدیریت کنید، بعید است که سرمایه گذاری منجر به درآمد و سودآوری داشته باشید؛ حتی اگر به طور اتفاقی منفعتی نیز کسب شود باز هم کلیت بازدهی تعدیل شده به ریسک بازار  (Risk/Reward) افزایش پیدا کرده و شرایط نا مطلوبی را به وجود می آورد.

***بسیاری از موافقان افزایش دامنه نوسان معتقدند که با این اقدام، نقدشوندگی بازار سهام افزایش پیدا می کند. آیا با این موضوع موافقید؟

بوستانی: بدیهیست که هر ساختاری در کنار مزایایی که دارد، معایبی را هم داشته باشد؛ از این رو طبیعی بوده که بازار سرمایه ما به دلیل دامنه نوسان در بعضی مقاطع با مشکل نقدشوندگی مواجه می شود اما در این میان این پرسش مطرح است که اگر دامنه نوسان حذف بشود آیا نسبت به اینکه بازار نقدشونده‌تر می شود، اطمینان وجود دارد؟ با توجه به میزان آسیبی که به واسطه افزایش ریسک بازار به سهامداران تازه وارد و حتی فعالان حرفه ای وارد می شود، آیا اطمینانی نسبت به اینکه بازار در بلندمدت نقدشونده باقی می ماند، وجود دارد؟

من فکر می کنم که بخاطر این ریسک و عدم دانش در بخش بزرگی از سرمایه گذاران بازار، اندک اندک با خروج منابع مواجه خواهیم شد. امکان حرفه‌ای شدن بازار وجود دارد  اما این احتمال که خیل عظیمی از فعالان از این بازار دست بکشند، نیز وجود دارد؛ بعید نیست که بسیاری از سرمایه گذاران به این نتیجه برسند که "سرمایه گذاری در این بازار کار ما نیست".  در واقع شاید مقوله حرفه ای شدن بازار محقق بشود اما قطعا خیل عظیمی از سرمایه گذاران به این نتیجه می رسند که تخصص کافی ندارند و باید از این بازار خارج بشوند. از طرفی فرهنگ سازی کافی در خصوص ورود افراد بی تجربه در سرمایه گذاری غیرمستقیم نیز نشده است؛ بنابراین گمان می کنم که در میان مدت با کسری نقدیندگی و منابع مواجه بشویم و این کمبود منابع به خودی خود می تواند نقدشوندگی بازار را نیز تحت تاثیر قرار بدهد؛  به طور کلی نمی توان با حذف دامنه نوسان منکر مشکلات زیرساختی شد.

***عمق اندک بازار سرمایه چه ارتباطی با طرح افزایش دامنه نوسان دارد؟

بوستانی: از آنجایی که بازار سرمایه کم عمق بوده، جریان سازی در آن راحت است و در چنین فضایی سیاست گذار سعی می کند با ابزار هایی مانع از تشدید این رفتارها بشود.

هرچند که در سال‌های گذشته تحولات قابل توجهی را در بازار سرمایه شاهد بودیم اما همچنان با بازاری کم عمق مواجه هستیم. به طور نمونه اکنون نمادهایی در بازار سهام وجود دارد که حجم معاملاتی روزانه آنها کمتر از ۳ الی ۵ میلیارد تومان است و حتی یک فرد حقیقی نیز می تواند در چنین نمادهایی جریان سازی کند و به همین واسطه از طریق منابعی (نه چندان زیادی) که تحت اختیار  دارد، جریاناتی خلاف ارزش سهم و یا خلاف ارزش واقعی بازار به وجود بیاورد.

***چطور می توانیم کارایی بازار را افزایش بدهیم؟

بوستانی: افزایش کارایی بازار مربوط به بحث شفافیت مالی و کارایی اطلاعاتی می شود. اگر در  بازاری قیمت‌ها وابسته به تمام اطلاعات موجود در سهم باشد، می توان آن بازار را کارا بدانیم و تا زمانی که اطلاعات منتشر بشود اما قدرت تحلیل و اعمالی در سهم دیده نشود، بازار همچنان غیرکاراست؛ بنابراین نیاز بوده پیش از هر اقدامی سازوکارهای اطالاعاتی و تحلیل اطلاعات را در بازار سرمایه را تقویت کنیم.

زمانی می توان گفت که بازار سهام به کارایی رسیده که حجم اطلاعات کافی باشد، اطلاعات به موقع منتشر بشود و تاخیر اطلاعاتی نیز وجود نداشته باشد و در آخر قدرت تحلیل و اثرگذاری اطلاعات به طور محسوس دیده بشود.

***چه راهکاری برای افزایش عمق بازار وجود دارد؟

بوستانی: عمق بازار به این معناست که در هر شرایطی، موقعیتی فراهم شود که در قیمت تعادلی هر حجمی که تمایل دارید را بتوانید بخرید و یا بفروشید اما در بازار گاهی به علت کاهش عرضه یا تقاضا صف های خرید وفروش به وجود می آید که این موضوع ناشی از نبود عمق کافی است.

در دنیا و بازارهای پیشرفته جهانی ابزارهای مختلفی برای افزایش عمق وجود دارد که مهمترین آن بازارگردان‌هایی است که با یک رویکرد اقتصادی نه دستوری و با اسپرد بین نقطه قیمت bid و ask  (نقطه خرید و فروش) کسب انتفاع می کنند و از این سازوکار منتفع می شوند؛ انتفاع آنها به افزایش عمق بازار منجر می‌شود.

ساختار بازارگردان‌ها در داخل کشور با مدل های جهانی فاصله زیادی دارد. در بازارگردانی های داخلی حجم معاملات و عملکردشان در یک محدوده مشخص و در یک دامنه معین است و همین موضوع باعث شده تا اثرگذاری که در مدل های جهانی و تعاریف بین المللی وجود دارد، محقق نشود. در حال حاضر هیچ یک از بازارگردان‌های داخلی مطابق مدل های جهانی رفتار نمی کنند و هر زمان که این موارد محقق بشود می توانیم به تعمیق بازار نیز امیدوار باشیم.

همچنین ابزارهای دیگری که عمدتا ابزارهای مشتقه هستند در افزایش عمق بازارهای جهانی به کار گرفته می شود. با ابزارهای مشتقه این امکان فراهم می شود که سرمایه گذار با حالت های مختلف برای معامله یک سهم به بازار مالی ورود کند. این ابزارها بعضا در بازار سرمایه ما وجود دارد که با فرهنگ سازی در خصوص گسترش آن می توانیم انتظار افزایش عمق بازار را داشته باشیم.

۲۸ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۵:۴۸
کد خبر: 27252

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 2 =