خداحافظی استارتاپ ها با بروکراسی‌بانک

محمد طهرانی کارشناس توسعه کسب و کار گفت: سکوهای تامین مالی جمعی مبتنی بر بلاک چین به شکلی غیرمتمرکز و شفاف می تواند راهی آسانتر برای تامین مالی استارتاپها باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد به نقل از تحلیل بازار؛ تامین مالی جمعی یکی از گزینه هایی است که برای بحث کمک به کسب ‌وکارهای نوپا و استارت‌آپ‌ها استفاده می شود که مهمترین آنها مبتنی بر خیریه، پاداش و سهام است. درحالی که با ورود فناوریهای نوین مثل بلاک چین این حوزه هم متحول شده به طوریکه به سمت شفافیت و غیرمتمرکز شدن سوق داده شده است.

از طرفی چندی پیش اولین پلتفرم تامین جمعی بر بستر بلاک چین توانست از فرابورس مجوز مربوطه را دریافت کند. این پلتفرم از سوی شرکت فناوری های اطلاعاتی و مالی توزیع شده یکتا ققنوس پارس طراحی و پیاده سازی و اجراشده است. در همین راستا فرصتی پیش آمد تا گفتگویی با محمد طهرانی مدیر توسعه کسب و کار یک شرکت فناوری های اطلاعاتی و مالی  و طراح نخستین پلتفرم تامین مالی بر بستر بلاک چین انجام دهیم تا بیشتر درباره این پلتفرم و مزایای این نوع سکوی تامین مالی جمعی با استفاده از بلاک چین نسبت به سایر سکوها آگاهی یابیم. در ادامه متن این گفتگو از نظرتان می گذرد.

*ابتدا در باره اولین پلتفرم تامین مالی جمعی بر بستر بلاک چین که از فرابورس مجوز گرفته است توضیحی دهید.

وقتی بحث تامین مالی جمعی مطرح می شود دغدغه کاربران این است که برای مثال پولی که جمع آوری می شوند مقدارش چقدر است؟ آیا به آن هدف که تامین مالی برایش تعریف شده می رسد یا خیر؟ اما اکنون با بلاک چین می توان به این شفافیت کمک کرد برای مثال در مسایلی مثل مقدار پول و از چه منابعی جمع آوری شده است همچنین این پول به کدام مجری یا پروژه ای تحویل شده و اینکه گزارش گیری انجام دهد؛ به شکلی شفاف مشخص است.

همچنین بلاک چین می تواند به چهار روش تامین مالی جمعی یعنی مبتنی بر خیریه مبتنی بر وام، سهام و پاداش در راستای شفافیت کمک کند البته تامین مالی جمعی مبتنی بر وام که برعهده بانک مرکزی است و می ماند سه نوع دیگر. به طوریکه که برای مثال مبتنی بر خیریه شرکت ما در تابستان گذشته انجام شد؛ که برای یک موسسه خیریه و در راستای کمک به خانواده های آسیب دیده از کرونا بود. همینطور امسال تقریبا دو هفته پیش از طرح گنج بان رونمایی کردیم که به شکل  تامین مالی جمعی مبتنی بر خیریه است و برای کتابخانه ملی و به منظور خرید کتاب و اسناد ملی است. اما در حوزه مبتنی بر سهام نیاز به مجوز از سازمان بورس بود و درنهایت از فرابورس مجوز را گرفتیم همانطور که در تامین مالی جمعی مبتنی بر خیریه و پاداش بلاک چین به شفافیت کمک کرده در این بخش هم می تواند به اغنای ذهنی سرمایه گذاران و خیرین کمک کند و از طرفی شفافیت در راستای این که در چه مسیری هزینه ها انجام می شود، صورت گیرد.

*چه خدماتی و مزایای از طریق این پلتفرم می تواند ارایه شود؟ که در عین حال روی تامین مالی استارتاپها تاثیرگذار باشد؟

از نگاه جذب کننده سرمایه در این مدل برای متقاضی چند مزیت دارد مثلا یک استارتاپ نیازمند مخاطب و  مشتری است از این رو تعدادی سرمایه گذار جذب شده و روی سهام شرکت طرح موردنظر را خریداری می کنند و خواه ناخواه به عنوان مشتری وفادار و  بالقوه محسوب می شوند و بواسطه رابطه دوسویه در بلاک چین که بین سرمایه گذاران و افرادی که طرح دارند این مشتریان هدف اولیه برای توسعه محصول خواهند بود.

ازطرفی باید اشاره کنم در شرکت ما  حضور شرکتهای خطرپذیر به عنوان شرکای تجاری در بحث ارزش گذاری، سرمایه گذاری، مراحل مختلف و مدیریت ریسک استارتاپ کمک می کنند. همچنین به واسطه رابطه سهامداری که باهم داریم با چند وی سی (صندوق سرمایه گذاری جسورانه) بزرگ کشور در ارتباط هستند که در جذب سرمایه نقش دارند و در صورتی اضافه ای بر سهام بماند مبلغی سهم که توسط سرمایه گذاری خریداری نشود و آنها پوشش دهنده جذب سرمایه هستند و این مساله ای مهم است چراکه وقتی استارتاپی وارد سکویی می شود چند ماه درگیر تنظیم قرارداد است و از طرفی پس از آن هم نمی داند آیا تمام مبالغ تامین می شود یا خیر؛ اما در این جا مطمئن است که این منابع را جذب می کند.

*در پلتفرم تامین مالی جمعی مبتنی بر بلاک چین دارایی دیجیتال به چه صورت تعریف شده است؟ در این باره توضیح دهید.

اساسا دارایی دیجیتال چیزی جز یک گواهی نیست، همانطور که  گواهی قبلا به صورت کاغذی صادر می شد اما الان به صورت الکترونیکی شده است در عین حال که باید اضافه کنم گواهی براساس آن چیزی که بر روی آن دلالت می کند، می تواند آنرا ارزشمند کند؛ مثلا هنگامی که گواهی بر روی شبکه بیت کوین صادر می شود یعنی بر روی بیت کوین دلالت می کند گاهی این گواهی بر روی حجم طلا یا الماس دلالت می کند یا مثلا برای طرحی که ما داشتیم گواهی بر روی کتاب تاریخی دلالت دارد.

همچنین باید اضافه کنم که برای طرح تامین مالی جمعی برای این گواهی دیجیتال یا توکن که در شبکه صادر می شود هر واحدش روی یک سهم گواهی شراکت که در آن استارتاپ سرمایه گذاری کرده، دلالت می کند. درواقع مبحث کاغذی را به شکل دیجیتالی تبدیل کردیم حال از نگاه فنی هم اگر، سایر سکوها را ببینیم آنها روی دیتا بیس گواهی را ذخیره کرده چراکه برای آنها هم گواهی کاغذی تحویل داده نمی شود. درحالی که درسکوی تامین مالی جمعی طراحی شده ما به جای دیتابیس در بلاک چین ذخیره می شود و به دلیل تغییری که انجام پذیرفته است یعنی از حالت دیتابیس به بلاک چین، می توانیم،  به یک سری مزایا همانطور که اشاره کردم، دست یابیم.

*چنین پلتفرمهایی چگونه می توانند در رونق اقتصادی و در عین حال پیشبرد اقتصاد دیجیتال تاثیرگذار باشند؟

 با وجودی که درحال حاضر چنین پلتفرمهای تامین مالی با نگرانی ها در خصوص رگولاتوری و همراه با محدودیتهایی مواجه است اما به به باور من با گذشت زمان و با اعتمادسازی بین رگولاتور وعرضه کنندگان تکنولوژی می توان امید داشت محدودیت ها کاهش یابد. برای مثال روزهای نخست که این سکوهای تامین مالی جمعی مطرح شد سقف جذب ۲ میلیارد تومان بود اما اکنون رگولاتور این مقدار را به ۱۰ میلیارد تومان افزایش یافته داده است.

از این رو به نظرم با گذشت زمان این احتیاط ها تبدیل به اعتماد می شود و به نظرم احتمالا رگولاتور به فضای بلاک چین اعتماد می کند و امکان انتقال گواهی شراکت به صورت فرد به فرد باز و در پی این امر به رونق کسب و کارها کمک می شود. چراکه بدین وسیله می توان از این گواهی شراکت برای خرید محصولات استارتاپ (با در اختیار گذاشتن گواهی شراکت) استفاده  شود و تهاتر پذیری را امکان می دهد.

همین طور به تامین مالی زنجیره تامین استارتاپ کمک می شود و بحث امکان تهاتر گواهی شراکت بین استارتاپ ها با همدیگر صورت می گیرد. من احتمال می دهم و در عین حال خوش بین هستم که امسال این اتفاق بیفتد چراکه به دلیل حسن نظری که فرابورس نسبت به سکوهای تامین مالی جمعی دارد این فضا بازتر خواهد شد که هم امکان جذب سرمایه با مبالغ بالاتر مثل ۵ ویا ۱۰۰ میلیارد تومان به وجود بیاید و از سویی بحث نوآوریها  درسکوی های مختلف تحقق یابد.

*در روند طراحی، تولید و اجرا با چه چالشهایی روبرو بودید و هستید؟

از جمله چالشها، نگرانی فضای بلاک چین و رمزارز است که در بازار سرمایه حاکم بود و باعث شد تا کارهای مربوط به مجوز دهی کُند پیش برود و برای همین دیر مجوز را اخذ کرده ایم اما با این حال تلاشهای فرابورس باعث شد  تا توانستیم مجوز را بگیریم شاید مهمترین چالش دیر شکل گرفتن این تعامل با بازار سرمایه بود. درحالی که این اعتماد برای ما ارزشمند است و می توانیم از این اعتماد استفاده کنیم تا به فضای بازار سرمایه کمک کنیم و به اعتقاد من این سکوها لایه ای هستند که به جای اینکه استارتاپ ها مستقیم و به شکل سنتی از فرابورس تامین مالی بشوند به واسطه این سکوها تامین مالی شان صورت گیرد که به نسبت سنتی آسانتر هم خواهد بود.

*در اقتصاد های پیشرفته چگونه از تامین مالی جمعی هوشمند به این شکل بهره می برند؟

تامین مالی جمعی هوشمند به این شکل اساسا مبحث جدیدی است سکوهایی که به این شکل در دنیا هستند به این صورت است که یک شخص متقاضی یک پیشنهاد و طرح روی شبکه بلاک چین عرضه می کند کاربران شبکه بلاک چین آن طرح را اعتبار سنجی می کنند که آیا واقعا این طرح درستی براساس هزینه ها و یا موارد دیگر است یا خیر. بعد از تایید مبلغی به حساب امانی واریز می شود و باید اشاره کنم این حسابِ سکو نیست و حسابِ بلاک چین است بر اساس پولی که جمع شده در این حساب بلاک چین، صاحب استارتاپ  آن طرح  را انجام می دهد بعد از اتمام طرح، طرح را باید به سرمایه گذاران عرضه کند اگر شاخص های مورد نظر  را کسب کند مبالغ حساب امانی به حساب استارتاپ واریز می شود و پلتفرم تامین مالی جمعی به صورت غیرمتمرکز شکل می گیرد. در اینجاست که خودِ مردم تایید و ارزیابی می کنند که آیا طرحها درست هستند یا خیر و براین اساس مبالغ آزاد می شود و سرمایه گذاران به شکل غیرمتمرکز این کار را انجام می دهند و دیگر مبحث آزاد کردن مبالغ در دست فقط برای مثال شرکت ما (ققنوس)   نیست. پلتفرم ها این ظرفیت غیرمتمرکز را دارند که از خودشان تمرکززدایی می کنند و این حالت ایده الی است که مردم تصمیم می گیرند که طرحی پذیرش بشود یا خیر.

۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۹:۰۹
کد خبر: 15306

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 4 =